ترکیب بندی

 امروز می خوام راجبه یکی از مهم ترین مسائل بصری یعنی ترکیب بندی باهات صحبت کنم!

از ترکیب بندی چی میدونی؟

 

ترکیب بندی

 

به نظرت معنی اون یعنی چی و اسم دیگه اون چیه؟

اسم دیگه ترکیب بندی کمپوزیسیونه.

این نکته ی مهم رو می دونستی که ترکیب بندی اثر در جلب توجه بیننده نقش خیلی مهمی داره؟؟!!

 

ترکیب بندی

 

 کسی که میخواد از راه تصویر با بقیه ارتباط برقرار کنه توی این مرحله بسیار حیاتی از کارش باید بیش از هر مرحله دیگه بر کارش نظارت داشته باشه.

 چون برای القای منظورش از بهترین موقعیت برخورداره.

 ولی اینو هم در نظر داشته باش که تو شیوه ارتباط بصری نمیشه چند ساخته محدود و معینی رو تجویز کرد…

 

ترکیب بندی

 

پس چجوری میتونیم با اطمینان خاطر توی این زمینه نظارت خودمون رو توی کارها اعمال کنیم تا بتونیم خیلی سازنده عمل کنیم، جوری که همه قادر به فهم اون باشن؟

معنا توی پیام های بصری فقط نتیجه جمع شدن تاثیرات حاصل از ترکیب عنصر های اولیه نیست بلکه چگونگی اون تا حد زیادی به دستگاه خاصی که توی تمام انسان ها به طور یکسان عمل میکنه هم بستگی داره.

 

 

ترکیب بندی

 

 به عبارتی ساده تر وقتی طرحی رو به وسیله رنگها شکلها خطوط بافت ها و اندازه های به وجود می‌آوریم و اونا رو توی کارمون به همدیگه مربوطه شون می کنیم، این کار در واقع ترکیب بندی که طراح به وسیله می‌خواسته منظور خودش رو بیان کنه.

 

ترکیب بندی

 

 ولی عمل دیدن مرحله مستقل دیگه ای در ارتباط بصریه.

 دیدن جریان وارد شدن خبر به دستگاه عصبی که از طریق حس شدن نور به وسیله چشمها صورت میگیره، این کار کمابیش برای همه عادی و یکسان شده و اگه این جوری نبود مردم قادر نبودن درباره معنای پدیده های بصری نظرهای مشترکی داشته باشن…

 

ترکیب بندی

 

اما به این نکته خیلی مهمی برخورد می‌کنیم و اونم اینه که این دو تا گام مستقل از هم دیگه یعنی ترکیب بندی کردن و دیدن در عین حال هم از نظر معنا به طور کلی و هم توی مواردی که منظور مشخص از یک پیام داریم، به همدیگه وابستن.

 اگه بخوایم عمل دیدن رو موشکافانه تر بررسی کنیم به این نتیجه می‌رسیم که: دیدن واکنشی در برابر مهمترین عنصر ضروری برای این نوع تجربه و حس وجود رنگ مایه و تونالیته هستش.

 

ترکیب بندی

 

 کلیه عناصر بصری دیگه به وسیله نور بر ما مکشوف می‌شن و توی نتیجه اونها در مقایسه با عنصر این نوع درجات بعدی اهمیت قرار دارن.

 منظور از رنگ مایه میزان وجود یا فقدان نور توی تمام مصنوعات بشری و اشیا و محیط اطرافش هست که به وسیله نور برای ما ظاهر می‌شن و ما می‌توانیم اونها رو ببینیم.

 عنصرهای دیگه بصری بعد از تونالیته یا رنگ مایه چی هستن؟!

 از جمله خط، رنگ، شکل، جهت، بافت، مقیاس، بعد و حرکت.

 

ترکیب بندی

 

و تعیین اینکه توی یک اثر هنری یا بصری کدوم یکی از این عناصر بر اون یکی قالبه بستگی به ماهیت و نوع اون داره، خواه طراحی شده باشه و خواه به طور طبیعی وجود داشته باشه.

 برای مثال اگه بخوام بهت بگم نقاشی تو درجه اول اثری که توی اون رنگ مایه و بعدش، شکل و جهت همراه با بافت و رنگ و احتمالاً بعد و حرکت به صورت مجاز توی اون به کار رفته تعریف ناقصی میشه.

چون این تعریف به هیچ وجه بیانگر توان و نیروی بلقوه بصری که توی نقاش وجود داره نیست.

 

ترکیب بندی

 

 انواع مختلفی که از یک عبارت بصری میشه به خود بگیره تا بتونه اون نقاشی نامیده بشه بی نهایت زیاده.

انتخاب یکی از این نوع ها بستگی به اون چیزی داره که توی ذهن هنرمنده و میخواد اون رو بیان کنه اون بر بعضی از عناصر نسبت به دیگر عنصر ها تاکید بیشتری می کنه و تکنیک یا فرمی را مطابق برنامه خاص انتخاب می کنه و اینجوری وسیله معنای مورد نظرش رو پیدا میکنه.

 

ترکیب بندی

 

ولی معنای یک عبارت بصری بستگی به واکنش مخاطبان و تماشاگرش هم داره چون تماشاگر از طریق بعضی از داوری های ذهنی خودش به تعبیر و تفسیر اون عبارت می‌پردازه و آن را تا حدودی دستخوش تغییر قرار میده تنها عاملی که نزد هنرمند و تماشاگر و در واقع نزد همه یکسانه حس باصره هستش.

 که عبارته از اجزای فیزیولوژیک و روانی سلسله اعصاب و نحوه کار با دستگاه حساسی که به این وسیله می تونیم ببینیم یعنی «چشم هامون».

حالا برای داشتن یک ترکیب بندی خوب چیکار باید کنیم؟

باید چندتا مورد رو رعایت کنیم که برات توضیح میدم!

اولین مورد تعادل

مهمترین عامل فیزیکی و فیزیولوژی موثر بر حواس بشر نیاز به حفظ تعادله!

 

ترکیب بندی

 

این موضوع خیلی جالب و شگفت انگیزه که با وجود اینکه محل مرکز ثقل رو برای حفظ تعادل روی کلیه نقشه های بصری میشه به صورت علمی محاسبه کرد هیچ شیوه محاسباتی سریع تر و دقیق تر از احساس غریزی که توی حواس بشر وجود داره نیست، برای همین انسان توی محیط اطرافش برای حفظ تعادل در درجه اول به ساخت عمودی و افقی توجه داره.

مورد بعدی فشار

 خیلی از پدیده ها توی محیط فاقد ثبات به نظر میان دایره مثال خوبی برای این مورد از هر سمتی که به اون نگاه کنیم یکسان به نظر میرسه.

 

ترکیب بندی

 

پدیده فشار بصری تو تصویر رو به صورت تنها نمیتونی مورد ارزشیابی قرار بدیم وجود اون رو به تنهایی نمیشه خوب یا بد بدونیم.

ارزش اون بستگی به چگونگی استفاده از فشار تو یک مورد مشخص داره یعنی باید دید آیا با استفاده از فشار توی طرح معنا و هدف مورد نظر به درستی تاکید شده یا نه و اینکه برداشت تعبیر بیننده از اون چه جوریه!

 کمپوزیسیون وجود فشار بصری و یا نبودن اون اولین عاملیه که ذهن طراح و بیننده رو به خودش جلب میکنه پس میتونید اونو به عنوان یک قاعده دستوری توی آموزش بصری به خاطر بسپاریم.

مورد بعدی رو میتونم طراز کردن و برجسته کردن بدونم.

نقطه مقابل هماهنگی و تعادل توی ترکیب بندی عنصر بصری که غیر مترقبه و با فشار و تاکید ارائه میشه، توی روانشناسی بین این دو تا قطب لولینگ و شارپنینگ یا طراز کردن و برجسته ساختن میگن.

 

ترکیب بندی

 

اگه بخوام مثال ساده برای طراز کردن بگم‌بهت؛

 اینکه یک نقطه درست در مرکز یک ساختمان قرار میگیره،و وجود به این نقطه توی این محل هیچ نوع تعجب بصری رو به وجود نمیاره چون همون طور که انتظار می‌رفت با شکل توی هماهنگی کامل قرار گرفته ولی اگه نقطه توی گوشه سمت راست قرار می گرفت نمونه بسیار ساده از حالت برجسته ساختن می‌شد، تو اینجا نه تنها از ساخت محور عمودی خارج شده بلکه از محور افقی ام دور شده و حتی بر وتر مایلم منطبق نیست.

 

ترکیب بندی

 

مورد بعدی جاذبه و جمع شدن

تو روابط موجود بین یک تصویر نیروی کشش جاذبه عنصر ها نسبت به همدیگه اصل دیگه ای از نظریه گشتالت رو تشکیل میده و به عنوان جمع شدن گفته میشه.

اگه بخوام یه مثال جالب توی این مورد برات بزنم میتونم به دب اکبر و دب اصغر اشاره کنم؛

 

ترکیب بندی

 

 هنوزم با نگاه کردن به آسمون بی ابر و پر ستاره توی شب ها میتونیم که اون نقاط روشن صورت فلکی رو ببینیم و اینا رو به هم دیگه وصل کنیم.

 اینها صورت هایی هستند که پیشینیان ما تشخیص داده بودند و شاید امروز بتوانیم توی این نقاط روشن صورت های جدیدی را هم حتی پیدا کنیم.

 

ترکیب بندی

 

برای مورد آخر به مثبت و منفی اشاره می کنم.

 هر چیزی رو که می‌بینیم یا موضوع اصلی و یا عامل کمکی و فرعیه.

 همونطور که توی کلام هم اسم جنبه اصلی و صفت جنبه فرعی داره، توی پیام های بصری این رابطه پیوندی نزدیک با مراحل دیدن و فهم جذب کردن خبر داره.

یک‌مربع مثال خوبی برای عبارت مثبت بصریه، زیرا حدود و کیفیت خودش رو به روشنی بیان میکنه.

 

ترکیب بندی

 

وجود مثبت و منفی گاه توی دیدنمون باعث خطای باصره میشه.

این شاید برات اتفاق افتاده باشه که وقتی به یک چیزی از دور نگاه می کنی یه چیز دیگه ببینی و وقتی که بهش نزدیک میشی یه چیز دیگه.

 مثلا ممکنه از دور چیزی به نظرمون بیاد که فکر میکنیم یه سگ روی پاهای عقبش وایساده و وقتی که به او نزدیکتر میشیم می‌فهمم که در حقیقت دو نفر انسان بودن که با هم گرم گفت و گو و یا ممکنه یک قطعه سنگ تو نظر ما به صورت یک آدم جلوه کنه.

 

ترکیب بندی

 

 توجه به علائم و نشانه های بصری نسبتاً فعال و مثبت ممکنه باعث بشه که ما آنچنان گمراه بشیم که نتوانیم به درستی شکل مورد نظرمون رو معین کنیم خطای باصره همیشه مورد توجه روانشناسهای مکتب گشالت بوده.

 

ترکیب بندی

 

نتیجه رو از این مقاله میتونم اینجوری برات بیان کنم که:

توی این مقاله من پاره‌ای از امکانات موجود اخبار بصری رو برات توضیح دادم؛ ولی میشه از اونا در جهت توسعه یادگیری زبان بصری استفاده کرد تا به کمک اون هر کسی بتونه این شیوه رو بهتر بفهمه.

 و به وسیله اون کارهای هنری خودش رو بیان کنه. دونستن مطالبی درباره درک های حسی انسان و نحوه پیاده کردن یک ترکیب بندی سودمنده.

 

ترکیب بندی

 

 در واقع این نوع مطالب به منزله دستور زبانی برای کسانی که تو صدد یادگیری سواد بصری، سواد خواندن و نوشتن الزاماً شخص رو شاعر نمیکنه و لزومی هم نداره که بکنه به همین قیاس میتونم بگم که هر طراح یا سازنده پیام بصری هم الزاماً نباید هنرمندی خیلی توانا باشه…

 

ترکیب بندی

 

این مطلب و این مقاله مقدمه ای برای فهمیدن توانایی های موجود روی نسل انسانه که هم اکنون توی محیطی پر از انواع رسانه های بصری قرار گرفته این نوع قواعد اولیه برای کسایی که از نظر بصری آموزشی ندیدند به عنوان دستور یا برنامه کار میتونه براشون خیلی مفید باشه به وسیله اون میشه در محتوای آثار بصری خودمون نظارت بیشتری داشته باشیم تا اون رو به صورتی زیباتر و قابل فهم تر ارائه بدیم.

 ممنون که تا اینجا با من همراه بودین

 موفق و پیروز باشید.