قدرت شعار تبلیغاتی

شعار ها همیشه اهمیت داشتن چرا؟!

 چون شما می تونستید با قرار دادن اونا همراه با تبلیغات تلویزیونی پیام خودتونو در عرض چند ثانیه به همه برسونید.

 امروزه اختصار دارای اهمیته اما به دلیل دیگه ای.

 شعاری که دقیقاً عصاره تفاوت برند شما رو انتقال می کنه، یک سنده.

نوشته ایه که کسایی که میخوان شما رو معرفی کنن وقتی که دارن حرف میزنن با دوستان خودشون بتونن از اون استفاده کنن.

شعار شما به مشتری یادآوری میکنه که علت توصیه این محصول با ارزشه.

 و اینکه چرا شما به دوست و همکار خودتون استفاده از محصول ما رو توصیه می کنید!

 و اینکه چرا مشتری ها از این محصول خوشحالن و مهمتر اینکه نوشته تضمین کننده اینکه پیام شفاهی ما درست بوده و اونیه که شما انتظار داشتید.

شرکت تیفانی رو در نظر بگیر جعبه آبی شرکت تیفانی یه شعار بی کلامه.

 

قدرت شعار تبلیغاتی

 

 علتش هم ظرافت و لطافت بسته بندی و کیفیته، اما قیمتش چندان مهم نیست چون مزیت هاش زیاده.

 توی هر زمانی که کسی هدیه رو توی جعبه آبی رنگ شرکت تیفانی به کسی بده در واقع در حال پیام‌رسانیه، دقیقا مثل آرم رستوران های هوترز.

یا انحنای عمدی طرح صنعتی شرکت اپل.

 

قدرت شعار تبلیغاتی

 

 هر کدوم از این شرکت‌ها برای اینکه بتونن خودشونو تو موقعیتی منسجم قرار بدن،و پیام خودشون رو به راحتی به سایر افراد برسونند برنامه ریزی کردند.

هر ساله میلیون‌ها نفر از برج کج پیزا دیدن می کنن، این خودش یک تبلیغه.

 برج، برجه اما این برج کجه.

 

قدرت شعار تبلیغاتی

 

 پیام پیچیدگی نداره توی این پیام هیچ اما و اگری هم نیست، فقط یه برج که وسط محوطه از چمنزار قرار گرفته.

 تصویرش رو روی تیشرت قرار بدید پیام به راحتی ارسال و دریافت میشه شفافیت پیام میتونه اونو بیشتر مورد توجه قرار بده.

گفتن اینکه برج پیزا کجه به بقیه کار راحتیه چون همه میدونن، اما معرفی پانتئون توی شهر روم کار سختیه.

 

قدرت شعار تبلیغاتی

 

 علیرغم اینکه پانتئون قشنگه، دارای هوای دلپذیر ایه و خیلی دیدنیه اما فقط یه درصد از افرادی که از برج پیزا دیدن میکنن به دیدن پانتئون هم میرن.

 هر کدوم از این مثال هایی که برات توضیح دادم، داره این حقیقت رو میگه که بازاریابی راهی برای ارائه محصول نیست بلکه بازاریابی خود محصوله و برعکس.

و هیچ بازاریاب هوشمندی هوترز یا برج کج پیزا رو معرفی و تبلیغ نکرده بهترین بازاریاب در واقع نوع ساخت اونا بوده.

 

قدرت شعار تبلیغاتی

 

حالا وقت این رسیده که بیای و به محصول خودت یه سری بزنی!!! یا حتی برندت!

 آیا تو آرم، شعار، موقعیت و یا مباهاتی خارق العاده داری؟!

که حقیقت داشته باشه؟!

و آیا این یه موردیه که تو میتونی اثباتش کنی؟!

 آیا اصلا ارزش انتقال داره؟!

اگه شما یه شرکتی دارین که ناملموسه، کارت ویزیت شما میتونه بخش بزرگ کار شما و اون چیزی رو که می فروشید به نمایش بذاره.

 چی میشد اگه تمام اعضای شرکت شما کارت ویزیت شمارو همراه خودشون داشتن؟!

چیزی که واقعاً باعث میشه اون رو بفروشید چیزی خارق العاده.

 

قدرت شعار تبلیغاتی

 

فکر می‌کنید طراح‌هایی مثل میلتون گلاسر و یا چیپ کید چیز با ارزشی ارائه دادن؟!

 پس شما هم همین کار رو انجام بدید.

 چیزی رو بفروشید که مردم می خرن.

و درباره‌اش هم صحبت می‌کنن.

حالا من یک پیشنهاد فوق‌العاده برای تو دارم!

اون چیه؟!

 پیشنهاد می کنم با حل مشکل مشتری خودت کارت رو شروع کنی !!!

آیا کسی میدونه مشتری چه مشکلی داره؟!

 بعد زمانی که تونستی مشکلی رو که کاری خاصی هم هست، حل کنی، اونوقت پذیرش کننده های اولیه داری که به این حرکت شما پاسخ میدن و با پیشرفت کار همون اکثریت کسانی که درباره شما حرف میزنن رو دارید که واقعاً به شما توجه می کنن.

 توی این مورد مثال بزرگ شرکت آلتوید رو داریم اونا متوجه شدند جوانانی که نمیتونن سیگار رو کنار بذارن و به دنبال چیزی که وقت کار کردن با دست و دهان خودشون انجام بدن، و شکلات های شرکت هرشی قرار نبود که این عادت رو ترک بده.

 با تبلیغ توی مراکز شهری با شعارها و تصاویر شرکت التوید با مشتری خودش در مورد نیازی که خود اونا هم از این خبر نداشتن مستقیماً حرف زد.

 با خلق بسته‌بندی مناسب این شرکت تونست کار رو برای پذیرش کننده های اولیه آسون کنه.

 تا این محصول رو به بقیه بازار انتقال بدن در نتیجه یکی از سودمندترین و سودآورترین شیرینیها به بازار معرفی شد.

یه جمله قدیمی میگه:

 شتر اسبیه که توسط یک گروه طراحی شده.

اگه هدف از بازاریابی به وجود آوردن یک چیز خاصه، این چیز خاص باید دارای صفت بلقوه باشه.

 

قدرت شعار تبلیغاتی

 

 مطمئناً مصالحه فقط میتونه شانس موفقیت شما رو کاهش بده.

رشد و پیشرفت واقعی زمانی با یک محصول همراه میشه که آزار دهنده تلقین نشه و خیلی گران، ارزان، سنگین، پیچیده، ساده و بسیار… نباشه.

البته اونقدر تعداد بسیارها فراوونه که باید گفت از دید خریدار تنها عالی و یا در اوج بودن مهمه.

اگه کسی توی شرکت شما درگیر ساختن یه چیز خاصه به حال خودش بذارید، تا کارش رو انجام بده.

 بررسی و آزمایش های داخلی روی محصول حالا رو کنار بذارین و به جای این کارا شخص مناسب تک رو، روانتخاب کنید و از مسیر تکراری جداش کنید تا کارش رو انجام بده.

بریم سراغ یک راه حل اساسی برای فروش درست محصولت!

۱_از افرادی که برای اولین بار اونا رو به وجد آورده اید اجازه بخواید نه فرصت تا پسماندهاتون رو به اونا بفروشین.

 آدرس ایمیل اونا رو ذخیره کنید و اونا رو بخاطر حاشیه‌ها و ما به تفاوت اضافی تحت فشار قرار بدید. فرصتی برای آگاه کردن اونا پیدا کنید چون ممکنه دوباره بخواین یه چیز جدید و خاص درست کنید.

۲_با افرادی که درباره شما صحبت می‌کنن تعامل کنید تا کار انتقال عبور پیام شما رو از این پرتگاه برای اونا آسونتر کرده باشید و ابزاری در اختیارشون بذارین تا بتونن ایده فروش رو توسعه بدن.

۳_وقتی که شما یک بار از این راه با تولید محصولی فوق العاده به سمت تجارت پرسود عبور کردین، اجازه بدین یک گروه دیگه هم این کارو انجام بدن.

 خدمات خودتون رو گسترش بدین و تولیدات خودتون رو خدماتی کنید.

 بذارین هزاران متغیر شکوفا بشن، اما فکر نکنید که فشار وارد بر شما کمتر میشه.

 بدون شک این یه سرازیری و لغزش روبه پایین به سمت تجارتی سودمنده برای همه ارزش هایی که داره اون رو انجام بدین و به سرعت هم این کار رو بکنید.

۴_دوباره سرمایه گذاری کنید مجدداً این کار رو انجام بدین به شدت.

 چیزهای خاص دیگری را برای همه افراد قبلی به وجود بیارین، شکست و شکست و دوباره شکست بخورین.

 فرض را بر این بگیریم که اون چه زمانی خاص بوده حالا دیگه خاص نیست.

این کارها ممکنه به اندازه پیش‌بینی و انتقال و سوددهی شرکت هایی که سی سال قبل بودن نباشه شرکت هایی مثل کوییسپ، مکس ول هاوس، آل آستین و…

 

قدرت شعار تبلیغاتی

 

و در آخر هم بهت بگم که به مردم یک راه ارتباطی بده و تو هم به این راه پاسخ بده در این صورت می بینی که توی مسیر درست قرار گرفتی.

 ممنونم که تا اینجا همراه من بودی موفق و پیروز باشید.