راه های بیان پیام های تصویری

ما از چه طریقی پیام های تصویریمون رو به دیگران انتقال میدیم؟

و این راه ها اسمشون چیه و چه جورین؟

معمولاً پیام های بصری رو به سه روش بیان می کنن.

 

راه های بیان پیام های تصویری

راه های بیان پیام های تصویری

 

اول اینکه از راه بازسازی طبیعت یا شبیه سازی ی اون یعنی چیزی رو که توی محیط اطرافمون می‌بینیم رو ثبت می‌کنیم.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

دومین راه از راه انتزاعی یعنی تبدیل کیفیت جنبشی و رویدادهای تصویری به مولفه های تصویری اصلی و بنیادی با تاکید بر روی وسایل پیام رسانی هرچه مستقیم تر و مهیج تر و حتی با اشکال بدوی.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

از راه سمبل و رمز

یعنی از راه‌هایی که انسان برای خودش به عنوان یک نماد به وجود آورده و از اونها توی کار هاش استفاده میکنه.

حالا جالب اینجاست که هر سه تای اینها به هم دیگه بستگی دارن و همدیگه رو می پوشونن ولی به هر حال اونقدر از همدیگه متفاوتند که بشه یکایک اونها رو جداگونه و از لحاظ ارزش قابلیت پیام رسانی کیفیتشون تحلیل و بررسی شون کرد.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

بریم باهم دیگه این روش‌ها رو بررسی کنیم و ببینیم که یعنی چی و چه جوری کار می کنن و کجا به درد ما می‌خورن؟

اولین شیوه، شیوه ی شبیه سازی هستش که مهمترین تجربه تصویریه.

یه پرنده رو میتونیم از طریق شکل کلی اون و خطوط و جزئیات مهمش اون رو تشخیص بدیم.

 ولی وقتی که منظور بازنمایی دقیق اون پرنده هستش از مقوله کلی پرنده به نوع خاصی از پرنده می رسیم و اینجاست که دونستن جزئیات ظریفی مثل اندام هاش اندازه و نحوه حرکت اونو غیره برای تشخیص اون از سایر پرنده ها لازمه.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

 اگر بخوایم از این هم دقیق تر بشیم؛

 مثلا یه قناری خاص رو تصور کنیم به دونستن جزئیات ظریف تر و بیشتری نیاز داریم چون باید تصویر اونقدر از قناری دقیق باشه که تفاوت اون با قناری های دیگه قابل دیدن باشه، در نتیجه وقتی می خواهیم شبیه سازی یا بازنمایی پدیده رو انجام بدیم باید خیلی خاص و نزدیک باشیم به واقعیت اون.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

 همه ما در واقع دوربین های عکاسی کامل و منحصر به فردی هستیم همه ی ما میتونیم خبرهای تصویری را ضبط کنیم و وقت نیاز به خوبی اونها رو به خاطر بیاریم.

 تفاوت بین دوربین عکاسی و ذهن انسان چیه؟!

 تفاوتشون میزان وفاداری اونا به اصل در هنگام مشاهده و مراجعه مجدد به اونهاست واضحه که هنرمند و دوربین عکاسی توی این موارد از توانایی خاصی برخوردارند.

تصاویر عکاسی شده یکی از بهترین وسایل برای نشان دادن واقعیت هستن.

دوره رنسانس اتاق‌های تاریک بوجود اومده بود که فقط یه روزنه خیلی کوچیک روی دیوارها و سقف اون به دنیای خارج باز می‌شد و شخص یا اشخاصی که به داخل این اتاق کار می‌رفتند میتونستن تصاویر مناظر بیرون رو که از آن روزنه روی دیوار مقابل یا روی زمین به صورت وارونه منعکس می شد ببینن.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

 این اتاقک ها که در واقع اولین دوربین های عکاسی بودن فقط جنبه سرگرمی کننده داشتنن.

 از آن زمان تا حالا فن عکاسی خیلی پیشرفت کرده ولی به هر حال همون اتاق‌های تاریک قدمی بود که توی این تکامل برداشته شد و حالا مشاهده می‌کنیم که عدسی دوربین چه خلاقیت هایی از خودش نشون می ده.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

وسایل فنی عالی‌تر امروز ما رو قادر کرده تا تصاویر ثابتی از پدیده های خارجی ضبط کنیم یا با نمایش فیلم سینمایی وقایع مختلفی را در آن واحد به میلیون‌ها انسان دیگه هم نشون بدیم.

خب حالا بریم سراغ شیوه رمز یا سمبولیسم:

برای رسیدن به یک سمبل یا رمز از راه انتزاع کردن یک تصویر لازمه اونو خیلی ساده کنیم و در واقع کلیه جزئیات اونو تا اونجا که دیگه نشه ساده تر کرد باید حذف بشن.

برای اینکه یه رمز یا سمبل موثر باشن باید وقتی که اونو می بینیم بتونیم اونو به راحتی تشخیص بدیم و باید علاوه بر این طوری ساخت که بخاطر مردم بمونه و حتی به سادگی قابل رسم کردن باشه.

توجه کن همون پرنده که قبلا برات توضیح دادم وقتی که شاخه زیتون رو میزارن روی نوکش، اون به نماد صلح تبدیل میشه به آسونی هم قابل تشخیصه.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

توی بعضی از موارد برای اینکه پیام نهفته توی رمزها فهمیده بشه آموزش دادن اونا به مردم ضروریه و هرچه رمز یا سمبل اون بیشتر باشه آموزش اون به مردم ضروری تر میشه.

اگه بخوام دقیق تر بهت بگم کد های خبری مختلف وجود دارن و خیلی از اونا یک جنبه ی تخصصی هم دارن.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

مثلا مهندسان، معماران، متخصصان برق از اونها استفاده می‌کنن‌.

یا مثلاً نتهای موسیقی هم از این جمله کدها هستن.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

 هر یک از این سیستم ها طوری ساخته شدن که حاوی مقداری خبره که بتونیم اونو ضبط کنیم و قابل انتقال و ارائه به عده ای تماشاچی باشه.

خلاصه که سمبل ها از وسایل ارتباطی خیلی خوب محسوب میشن و اگه این ضرب المثل چینی درست باشه که یه تصویر به هزار تا کلمه می ارزه، ما میتونیم اینجوری بگیم که یه سمبل یا رمز به هزار تا تصویر می ارزه.

شیوه ی انتزاعی:

توی یک تصویر انتزاعی برخلاف رمز یا سمبول لزومی نداره که معنای خارجی خاصی وجود داشته باشه اگه اون چرا که می‌بینیم آنقدر ساده کنیم تا فقط عنصر اولیه اون باقی بمونه در واقع این همون انتزاع کردن تصویره.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

 و اهمیت اون برای فهم و ساختن پیام های بصری بارها بیشتره.

 هر چه شبیه سازی توی یک خبر بصری بیشتر باشه، مطالبی که از اون استنباط میشه مشخص ترند و در نتیجه محدودتر و هرچه انتزاعی تر باشه اون مطالب وسیع‌تر و کلی تر میشن در واقع انتزاع کردن تو زمینه های بصری نوعی ساده کردن به منظور رسیدن به معنای عمیق تره.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

شیوه های شبیه سازی انتزاعی و سمبولیسم که سطوح سه گانه بیان تصویری را تشکیل می دن، در واقع راهگشای انتخاب راه و شیوه حل مسائل بصری هستن.

هنر انتزاعی یا آبستره به ویژگی بیان و سبک نقاشی و مجسمه‌سازی قرن بیستم نسبت داده شده ولی بعضی از انواع هنر بر حسب ماهیت خود ذاتاً انتزاعی ان.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

 مثلاً یه خونه یا مسکن ساده‌ترین یا پیچیده ترین سرپناه هرگز چیزی شبیه به اونچه که از طبیعت برگرفته شده باشه نیست.

یا به عبارت دیگه خونه از روی شکل درخت که توی شرایطی به عنوان پناهگاه توصیف میشه الگوبرداری نمیشه؛

 شکل خونه از کار ویژه اون تبعیت میکنه و در صورت ابتدایی خودش یک حجم انتزاعیه، اما انسان نیاز به سرپناه رو از بی نهایت راه تأمین می‌کنه.

ظاهراً باید اینطور نتیجه‌گیری کنیم که هر تعبیر انتزاعی عمیق و گسترده ست، در حالی که شبیه سازی به هر حال یک نوع تقلید محسوب میشه و تو زمینه پیام رسانی توخالی و سطحیه.

ولی حقیقت اینه که هرگاه ما تصویر شبیه سازی شده خیلی کاملی رو میبینیم پیام تصویری دیگه ای هم همراه با اون تصویر به ما القا میشه، یعنی همون عنصرهای اولیه بصری این تصویر که کیفیت انتزاعی اون رو برای ما آشکار می‌کنن معنی هایی ام داخلش دارن که بر بیننده تاثیر میذارن.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

با همدیگه رابطه متقابل این سه تا رو بررسی کنیم:

هر سه تای اونا سهم زیادی توی به وجود آوردن و پخته شدن یک اثر دارن.

برای پدید آورنده یک اثر بصری خیلی ضروریه که از هر یک از این انواع اطلاعات کافی در اختیار داشته باشه، و بینندگان اون اثرم باید متقابلاً با اون آشنایی داشته باشند.

 هر یک از این انواع شبیه سازی، انتزاعی و رمزی یا سمبولیسم دارای خصوصیات ویژه خودشونن و می‌تونیم اون رو به تنهایی تعریف و بررسی کنیم.

 ولی این خصوصیات به هیچ وجه ناقص یکدیگر نیستند بلکه با همدیگه رابطه متقابل برقرار می‌کنن و تاثیر همدیگر رو اضافه میکنن.

 

راه های بیان پیام های تصویری

 

و حالا ما میدونیم که اگه بخوایم گزارش بصری دقیق و مستقیم از محیط بدیم، قویترین و موثرترین راه استفاده از شیوه شبیه سازیه.

در آخرم این نکته رو بگم که اگه ترکیب بندی اولیه اثر موفق باشه یعنی هنرمند راه‌حل مناسبی برای اون پیدا کرده باشه، باعث میشه که تمام کار دارای استحکام و وضوح باشه و کاری که توی اون ترکیب بندی و معنای آشکار اثر هر دو با دقت پرداخته شده باشند واقعا موفق و عالیه.

ممنونم که تا اینجا با من همراه بودین.

 موفق و پیروز باشید